تبلیغات
نی نی جون ما - روزمرگی نی نی جون ما

آرمان جان تا این لحظه
سن دارد

روزمرگی

امروز ۹ ماهو  ۱۶ روزه شدی خیلی گلی ‍ نی نیه نازم هههههههههه دیگه نی نی نیستی مردی شدی مرتب میگی  مامان ددددآب  جیز و کلماتی که خدا میدونه چی میگی عاشق ‍اره کردن کتابو مجله هستی منم منعت نمیکنم  نمیخوام فکر کنی حالا چیه و بعد حریص تر بشی  دیگه توی رورپک نمیشینی خودت با استفاده از وسایل  راه میری دیدی  گفتم مردی شدی ۱ موقعها میبینم نیستی  بعد که  رویت میشی  میبینم رفتی توی اتاقت جعبه اسباب بازیو ریختی داری بازی می کنی خیلی بامزه ای دلم میخواست اینقدر فشارت میدادم  که نگو  اما نمیشه که  اینم محبت خشن مثل خودت  تمام تن منو  کبود کردی بس که گاز میگیری مو هم برام نزاشتی  اینارو گفتم که بگم شاید از مهر برم سرکار  دلم نمیاد ولی وسوسه شدم که برم خوبیش اینه که توی همون مهد  میزارمت  قراره   آمادگی  ۱ مهد و  تدریس کنم  تو هم  اونجایی خیالم راحته  اما نمیدونم واقعا میتونم  یا نه  امروز م میریم سونو  این تعطیلات همه برناممو بهم زد  تا بالاخره امروز دکترش میاد فردا هم میرم محل کارو ببینم  ۱ چیزی یادم رفت این کار از فروردین  بهم  ‍پیشنهاد شد، اما اونموقع  تو خیلی کوچیک بودی گفتم نمیام  اما به نفعم شد  گفته بیا حقوقتم بیشتر میدم شهریه هم نمیخواد بدی  هههههههههه  آخه مامانت مربی و معلم قابلیهاما من فردا میرم کلاس شمارو ببینم  تا خدا چی بخواد 

حالا بریم کم کم  آماده که بابا بیاد بریم سونو

عاشق خوابتم  آِخه