تبلیغات
نی نی جون ما - ولنتاین آرمانی(بهترین ولن زندگیم) نی نی جون ما

آرمان جان تا این لحظه
سن دارد

ولنتاین آرمانی(بهترین ولن زندگیم)

امروز صبح كه از خواب بیدار شدیم دیدم 1 عالمه كار دارم نمیشه صبر كرد آرمان بخوابه آخه خواب آرمان جونو كه میدونید با خداست بیا بگلم مامانیبه خاطر همین سریع شیر دادم بهش تعویضش كردم صبحانمو خوردم و شروع كردم اول گذاشتم تو كریرش بردم دم حمام درو باز گذاشتم شروع كردم به شستن لباسهاش براشم توضیح میدادم این شلوار آرمانه واین بلوز آرمانه و........... اونم با تعجب نگاه میكرد لبخند میزد بعد كریرو بردم آشپزخونه شروع كردم به مرتب كردن كارم تموم شد كریرو بردم تو اتاقش اتاقشم مرتب شد دوباره اومدیم آشپزخونه برا امشب  هنرنمایی كنیمو كیك درست كنیم هههههه به افتخارمون دستبرا اینكه همزنو بر دارم طبق معمول به جای استفاده از صندلی رفتم رو كابینت اما گیر كردم اون بالا همسری هم كه نبود به آرمان میگفتم مامانو بگیر بپره میخندید بعد دوباره نگاهم میكردبگذریم 1 جوری اومدم پایین اما پام درد گرفتتخم مرغو شكوندم دیدم ای وای شكرمون كافی نیست  ذهن خلاق گفت قند كه هست قندو ریختم و همزنو روشن كردم قندی بود كه پخش آسمون شد وای خدا به آرمان گفتم چه گندی زدم مامان به  بابا نگیا اول با تعجب نگاه كردو  گفت آآآآآآآآآآآآ قربونت برم بعدم روشو بر گردوندهربار كه مواد  میپاشید بیرون با وای من آرمان  غش میكردوای نمیدونید چه لذتی داشت بهترین روز زندگیمو بهترین ولنم داشت میشدخلاصه كارم تموم شدو آرمانم ظرفیتش تموم شد و رفت رو مد گریه هی میخوابوندمش هی بیدار میشد تا ساعت 4 كه بالاخره خوابید منم تندی لازانیای مخصوص همسریو درستیدمو  كیك هم از فر در آووردم  چه كیكی به به دارم یاد میگیرم با پسری چه جوری  به كارام برسم الانم بیدار شد وایییییییییییییییییییییییییی

اینو دوباره اضافه كردم :ساعت 6:30 اونقدر گریه كردی برقهارو خاموش كردم شیر بخوری  خودمم كنارت اینقدر خسته بودم خوابم برد تو هم خوابیدی جوجه نبا زنگ  خونه از خواب بیدار شدم مجبور شدم شیرو از دهنت بكشم الهی یییییییییییی دلم سوخت درو باز كردم  دیدم یه دسته گل اومد داخل دسته گلو گرفتم پشتش بابایی بود مرسی عزیزم كه به یادم بودی تازه 1 هدیه خوجلم برام گرفته بود  دستت درد نكنه عشقمممممممممم بعدم نشستیم باهم چیپسو شكلاتو كیكو چای خوردیم شامم لازانیا خوردیم  1 شبه دیگه عیب نداره معده جونشماهم تا 10 خوابیدی پاشدی شیر خوردی هم اكنون هم بیداری داری میگی اااا ااااااااااا اوووووووووووو الان میام به دادت میرسم اینم خاطره ولنتاین امشب با دو تا عشقمآقای پدر و پسر  كوچولو دوستتون دارم هوار هزار تا