تبلیغات
نی نی جون ما - 49روزگی و ختنه نی نی جون ما

آرمان جان تا این لحظه
سن دارد

49روزگی و ختنه

روز 17دی شنبه با كلی استرس ساعت 6 از خواب بیدار شدم تا 7 به تو گلم شیر دادم صبحانه رو آماده كردم البته بابایی زحمتشو كشید ساعت 7:30 دوتا قرصی كه دكتر داورمرزی گفته بود توی آب حل كردم با اینكه تلخ بود زیاد بد قلقی نكردی خوردی اما بابایی دلش سوخت سریع 2 تا قطره مولتی كیم هم بهت دادساعت 8 به سمت بیمارستان راه افتادیم بااینكه گریه میكردی تو ماشین خوابت بردتا پذیرش شدیمو رفتی اتاق عمل تا 11:30 طول كشید وقتی از اتاق عمل اومدی بر خلاف نینیای دیگه كه خودشونه داشتن میكشتن تو با اون چشمهای تیله ایه خوشگلت منو بابارو نگاه میكردی فدای تواما 5 دقیقه بعد كه بی حسیت رفت شروع كردی به گریه و دل مامانیو ریش كردی بابا پاهاتو گرفته بود كه تكون ندی منم شیر بهت دادم خوابیدی عزیزم قربون تو صبورم برمبا اولین جیشت هم مرخص شدی اونروز همش خوابیدی چون استامینوفن بهت میدادم دلم هم برات كباب بود كه درد داری و هیچی نمیگی به بابا گفتم نكنه بچم اینقدر مظلوم بشه كه حقشو بخورنخلاصه پروژه ختنه كه خیلی ازش میترسیدم به پایان رسید و شما 1 مرد كوچولوی مسلمان شدی گلم